تبليغاتX
شیدایی....

شیدایی....


 

                 

منم یه زمانی....

همه ی زندگیم توی یه دفتر خاطره خلاصه می شد....

اما الان...

 خیلی وقته این دفتر بسته شده...

نمی دونم چرا هنوز زنده ام؟؟!!

 

ــ.ـ.ـ.ــ.ـ.ـ.ــ.ـ.ـ.ــ.ـ.ـ.ــ.ـ.ـ.ــ.ـ.ـ.ــ.ـ.ـ.ــ.ـ.ـ.ــ.ـ.ـ.ــ.ـ.ـ.ــ.ـ.ـ.ــ.ـ.ـ.ــ.ـ.ـ.ــ.ـ.ـ.ــ.ـ.ـ.ــ.ـ.ـ.ــ.ـ.ـ.ــ.ـ.ـ.

زندگی دفتری از خاطرهاست ...

یک نفر در دل شب ...

 یک نفر در دل خاک ...

 یک نفر همدم خوشبختی هاست....

 یک نفر همسفر سختی هاست... 

چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد...

ما همه همسفریم ....

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/04/17ساعت 1:11 توسط Helen |


 

 

              

 

 

قرار نبود این جوری بشه....

یعنی اصلا" داستان این جوری نبود....

من فقط نت های شعرم رو توی صورتت دیدم....

گیتارتو   با تمام وجود و  با عشق تمام بزن....

با یه چمدون به رمز صفر صفر صفر....

از این جا برو....

و من به یاد آرزو هایی که می میرند....

سکوتی می کنم به سنگینی فردا....

+ نوشته شده در شنبه 1387/04/15ساعت 22:35 توسط Helen |


 

             

 

يه روز بهم گفت: «مي‌خوام باهات دوست باشم؛ آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام».

بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلي تنهام».

يه روز ديگه بهم گفت: «مي‌خوام تا ابد باهات بمونم؛ آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام».

بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه من هم خيلي تنهام».

يه روز ديگه گفت: «مي‌خوام برم يه جاي دور، جايي كه هيچ مزاحمي نباشه. بعد كه همه چيز روبراه شد تو هم بيا. آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام».

بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه. من هم خيلي تنهام».

يه روز تو نامه‌ش نوشت: «من اينجا يه دوست پيدا كردم. آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام».

براش يه لبخند كشيدم و زيرش نوشتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلي تنهام».

يه روز يه نامه نوشت و توش نوشت: «من قراره اينجا با اين دوستم تا ابد زندگي كنم. آخه

مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام».

براش يه لبخند كشيدم و زيرش نوشتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه. من هم خيلي تنهام».

حالا ديگه اون تنها نيست و من از اين بابت خيلي خوشحالم و چيزي که بيشتر خوشحالم مي کنه اينه که نمي دونه من هنوز هم خيلي تنهام....

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/04/09ساعت 22:6 توسط Helen |


 

                         

 

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام....

 

خوبییییییییییییییین؟؟؟

 

دلم واستون تنگیده بووووووووود...

 

آخیشششش....

 

بالاخره امتحانا تموم شدن...

 

چقدرم من گل کاشتمممممممم.....

 

واااااااااای....

 

از اون موقع تا حالااااااااااااااااا کلی اتفاق جالب افتادهههه

 

اولی و مهمترینش اینه که من دیگه ساکن تهران نیستم

 

حالا شیرازی شدم

 

بقیه اش باشه واسه بعد

 

میسییییییییی که برام کلییییی کامنت دادیییییییییییییین

 

قفونتون بره هلنزززززززززززز

 

منتظرم که باز بلاگم رو شلووووووووووغ کنیناااااااااا

 

دوزتون دالم!

 

بایییییییییییییییی

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/04/03ساعت 22:20 توسط Helen |


خوب بچه ها من یه کوچولو خسته شدم

 

می روم تا یه استراحت کوچولو بکنم

 

ولی میرم که برگردماااا

 

فعلا بای

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/01/15ساعت 13:48 توسط Helen |


 

                  

 

سلااااااام

 

بازم عید اومد

 

بازم مدرسه ها تعطیله ولی کارای مدرسه هنوزم ادامه داره

 

ولی خوب بازم می ارزه به این که ریخت اون معلم های ،×۵¤۷**)*۸*۸۹*۷×۶×۸ رو نبینم

 

بگذریم بابا....

 

از پارسال تا حالا کلی اتفاق خوب و بد افتاده....

 

 خیلی ها مردن...خیلی ها به دنیا اومدن....

 

اما با این همه اتفاق زمان واسه خودش می گذره....چند سال دیگه چشم وا می کنم می بینم ۱۰ تا توله دورم ریخته...من بچه نمی خوام

 

راستی واسه ۴شنبه سوری همه ترکوندیناااا مگه نه؟؟؟؟

 

ایول به همه

 

سالتون قشنگگگگگگ

 

                                                                         

 

                    

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/12/20ساعت 15:11 توسط Helen |


سلااااااااااااام!!!!

خوبیییییییییییییییین؟؟؟

 خوببی مقدمه بریم سراغ آپ جدیدم اما جون هلن نظرتون رو راجع به این یکی درست حسابی بگین الکی تعریف نکنین و همین طور الکی انتقاد نکنین

Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

 

يه مرد 80 ساله ميره پيش دكترش برای چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش می پرسه و پيرمرد با غرور جواب ميده :
هيچوقت به اين خوبی نبودم. تازگيا با يه دختر 25 ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زايمانش ميرسه. نظرت چيه دكتر؟
دكتر چند لحظه فكر ميكنه و ميگه: خب... بذار يه داستان برات تعريف كنم. من يه نفر رو می شناسم كه شكارچی ماهريه. اون هيچوقت تابستونا رو برای شكار كردن از دست نميده. يه روز كه می خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر ميداره و ميره توی جنگل. همينطور كه ميرفته جلو يهو از پشت درختها يه پلنگ وحشی ظاهر ميشه و مياد به طرفش. شكارچی چتر رو می گيره به طرف پلنگ و نشونه می گيره و ..... بنگ! پلنگ كشته ميشه و ميفته روی زمين !
پيرمرد با حيرت ميگه: اين امكان نداره! حتما" يه نفر ديگه پلنگ رو با تير زده !
دكتر يه لبخند ميزنه و ميگه: دقيقا" منظور منم همين بود

Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/12/05ساعت 16:33 توسط Helen |


سلام

خوبین؟

امروز آپم خیلی کوتاه اما امیدوارم که خوشتون بیاد....

اول از همه این جمله ی خیلی قشنگ...

                         Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

  """از مرگ باک ندارم و اگر بمن خبر دهند که امشب میمیری . خواهم گفت فرمان ، خداست"""

 

بعدشم این متن کوتاه که خیلی دوسش دارم...

 
                        Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

از زمستان و تگرگ و سوز وسرمايش

در تمام قصه هايش بوي غم پيداست

 روزگاري سرد ؛قصه از يک روزبارانيست
 
ابر مي غريد وسرما ناله ها ميکرد
 
مشعل خاموش؛
 
آتش غم شعله می افروخت....
                                                                                                          
 
 
                 
 

+ نوشته شده در شنبه 1386/11/27ساعت 16:50 توسط Helen |


                                                 

                            اینو یکی از دوستای نتیم درسش کرده خیلی با حاله ...نه؟

 

                       توجه          این عکس هیچ ربطی به متن زیر ندارد!!!           توجه

 

 

 Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

مردی به همسرش این گونه نوشت:

عزیزم این ماه حقوقم را نمی توانم برایت بفرستم به جایش 100 بوسه برایت فرستادم.

عشق تو

همسرش بعد از چند روز اینگونه جواب داد:

عزیزم از اینکه 100 بوسه برای من فرستادی نهایت تشکر را می کنم.ریز هزینه ها:

1.با شیر فروش به 2 بوس به توافق رسیدیم.

2.معلم مدرسه بچه ها با 7 بوس به توافق رسیدیم.

3.صاحب خانه هر روز می اید و 2-3 بوس از من می گیرد.

4.با سوپر مارکتی فقط با بوس به توافق نرسیدیم بنابرین من ایتم های دیگری به او دادم.

5.سایر موارد 40 بوس.

نگران من نباش...هنوز 35 بوس دیگر برایم باقی مانده که امیدوارم بتوانم تا اخر این ماه با ان به سر کنم.

ایا می توانم برنامه بصورت فوق برای ماه بعد تنظیم کنم؟ لطفا من را راهنمایی کنید

 Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

 

                                                       Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/11/15ساعت 15:45 توسط Helen |


                

                   Image and video hosting by TinyPic           Image and video hosting by TinyPic           Image and video hosting by TinyPic             

با يه شکلات شروع شد Image and video hosting by TinyPic
.من يه شکلات گذاشتم توي دستش..اونم يه شکلات گذاشت توي دستم Image and video hosting by TinyPic
.من بچه بودم...اونم بچه بود Image and video hosting by TinyPic
.سرمو بالا کردم ..سرشو بالا کردديد که منو ميشناسه.خنديدم گفت: دوستيم؟Image and video hosting by TinyPic
...گفتم: دوست دوستگفت: تا کجا؟ Image and video hosting by TinyPic
!گفتم: دوستي که تا نداره Image and video hosting by TinyPic
!گفت :تا مرگ Image and video hosting by TinyPic
!!!خنديدم و گفتم: تا نداره Image and video hosting by TinyPic
!!!!گفت: باشه! تا پس از مرگ Image and video hosting by TinyPic
!گفتم: نه! تا نداره گفت: قبول! تا اونجاييکه همه دوباره زنده ميشن..يعني تا زندگي بعد از مرگ باز هم با هم دوستيم..تا بهشت..تا جهنم..تا هر جا که باشه من و تو با هم دوستيمخنديدم . گفتم: تو براش تا هر کجا که دلت ميخواد يه تا بذار! اصلا يه تا بکش از سر اين دنيا تا اون دنيا! اما من اصلا تا نميذارم!!!! دوستي تا نداره Image and video hosting by TinyPic
نگام کرد..نگاش کردم. باور نميکرد.. Image and video hosting by TinyPic
ميدونستم... اون ميخواست حتما دوستيمون تا داشته باشه. دوستي بدون تا رو نميفهميدImage and video hosting by TinyPic
گفت :بيا براي دوستيمون يه نشونه بذاريم Image and video hosting by TinyPic
.گفتم: باشه. تو بذار Image and video hosting by TinyPic
گفت: شکلات! هر بار که همديگر رو مي بينيم يه شکلات مال تو ..يکي مال من! باشه؟ Image and video hosting by TinyPic
!گفتم: باشه Image and video hosting by TinyPic
هر بار يه شکلات ميذاشتم توي دستش اونم يه شکلات توي دست من. باز همديگه رو نگاه ميکرديم..يعني که دوستيم! دوست دوست Image and video hosting by TinyPic
من تندي شکلاتم رو باز ميکردم و ميذاشتم توي دهنم و تند تند اونو ميخوردم. Image and video hosting by TinyPic
ميگفت اي شکمو! تو دوست شکمويي هستي! و شکلاتش رو ميذاشت توي صندوق کوچولوي قشنگ.
ميگفتم بخورش! ميگفت نه! تموم ميشه!ميخوام تموم نشه! ميخوام براي هميشه بمونه Image and video hosting by TinyPic
صندوقش پر از شکلات شده بود و هيچ کدومش رو نميخورد.من همش رو خورده بودم. گفتم اگه يه روز شکلاتهاتو مورچه ها بخورن يا کرمها..اون وقت چي کار ميکني؟ گفت مواظبشون هستم. ميگفت ميخوام نگهشون دارم تا موقعيکه دوست هستيم...و من شکلات و ميذاشتم توي دهنم و ميگفتم نه! نه! تا نداره!! دوستي که تا نداره Image and video hosting by TinyPic
يه سال..دو سال..چهار سال..هفت سال...ده سال..بيست سال...شده که گذشته. Image and video hosting by TinyPic
حالا اون بزرگ شده و منم بزرگ شدم. من همه ي شکلاتهاي خودم و خوردم..اون اما همه ي شکلاتهاشو نگه داشته. Image and video hosting by TinyPic
حالا اومده امشب که خدافظي کنه. ميخواد بره.. بره اون دور دورا...ميگه ميرم اما زود برميگردم! من ميدونم ..ميره و برنميگرده... Image and video hosting by TinyPic
يادش رفت شکلات رو به من بده. من اما يادم نرفت. يه شکلات گذاشتم کف دستش گفتم اين براي خوردن..يه شکلاتم گذاشتم کف اون دستش گفتم اينم آخرين شکلات براي صندوق کوچولوت! يادش رفته بود که صندوقي داره براي شکلاتهاش! هر دو تا رو خورد! خنديدم.. Image and video hosting by TinyPic
ميدونستم دوستي Image and video hosting by TinyPic
ميدونستم دوستي اون تا داره.. مثل هميشه! Image and video hosting by TinyPic
خوب شد همه ي شکلاتهام رو خورده ام ...اما اون هيچکدومش رو نخورد.... Image and video hosting by TinyPic
... حالا موندم که با يه صندوق پر از شکلات نخورده چي ميخواد بکنه؟ اين براي کسي که...شاید بشه گفت دوستش دارم!!!!Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/11/11ساعت 13:48 توسط Helen |


((((اطلاعیه مهم))))

 

 

Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

***با وجود قطعی گاز در زمستان کمبود آب در تابستان و نبود بنزین در کل سال***

***به پای صندوق های رای بروید و خر بودن خود را ثابت کنید***

 

حالا اینا رو بی خیال فردای انتخابات ولنتاینه واسه ولنتاین دارین چی کارا می کنین؟؟؟

 

Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/11/08ساعت 14:56 توسط Helen |


 

Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

 

پسرها

با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه ميذارن
کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستي رو وارد ميکنن
پول و کارت رو ميگيرن و ميرن

Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

دخترها

با ماشين ميرن دم بانک
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلي مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توي کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توي کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توي کيفشون دنبال تيکه کاغذي که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
?دقيقه قسمت راهنماي دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستي رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
مبلغ بيشتري رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو براي شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توي آينه عقب چک ميکنن
توي کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوي بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمي‌ذار براي آدم
سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روي صندلي کنار راننده
آرايششون رو توي آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهي هم به موهاشون ميندازن
مندازن توي خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توي خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستي رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره)

 

 Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/11/01ساعت 18:59 توسط Helen |


سلام بکس خوبین؟امروز یه عالمه آف و جک و غیره دارم براتون امیدوارم لذت ببریدفعلا بای

Click for Full Size View

بچه: مامان، من چه جوري به دنيا اومدم؟ مادر: بابات خر شد اومد خواستگاري من، من هم خر شدم باهاش ازدواج كردم، بعد خرتوخر شد و تو به دنيا اومدي

 

زوج هاي گرامي ! تا وقتي بوسه هست ، چرا گاز ؟؟؟ لطفا در مصرف گاز صرفه جويي کنيد

 

یه مرغ با یه دلفین ازدواج می کنه بچشون می شه مرفین(این از طرف آقا هادی گل بود)

 

رشتیه██████████████████████████████ مشترک گرامی دسترسی به این جوک امکان پذیر نمی باشد

 

با روشن کردن حتي یک بخاری اضافه,شما هم در تعطیلیه مدارس,دانشگاه ها و ادارات سهیم شوید هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم

 

  دکتر از مریضی که برای بار دوم اومده بود مطبش، پرسید: داروهایی که برات نوشته بودن موثر بودن؟ مریض میگه: آره آقای دکتر خیلی حالم خوب شد، علتش اینه که درست عین دستورالعملی که روی شیشه دارو نوشته بود عمل کردم. دکتر میگه: مگه روی شیشه چی نوشته بود؟ مریض میگه: نوشته بود: در شیشه را محکم ببندید و در جای خنک نگهداری کنید.

 

تو را به جای تمام کسانی که نمی شناسم دوست می دارم تو را به جای تمام روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم برای خاطر عطر نان عشق و برای خاطر اولین گناه تو را به جای کسانی که نمی شناسم دوست دارم و ترا به جای کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم

 

 امیدوارم روزای زمستونیت مثل دل من که از عشق تو لبریزه گرم باشه . روزای زمستونیت قشنگ.

 

شبي از شبها تو به من گفتي كه شب باش: من كه شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود به اميدي كه تو فانوس شب من باشي

 

 تعريف دانشجو :?موجودي نحيف ، عصبي ، بي پول و شبيه انسان كه از تخم مرغ ،گوجه ونيكوتين تغذيه مي كند ودشمني عجيبي با كتاب دارد

 

آدمها برای هم مثل کتاب می مونند وقتی به انتهاش میرسن میرن سراغ یکی دیگه . یادمون باشه جلوی دیگران تند تند ورق نخوریم

 

 اي کساني که خودشان پسرند ولي با آيدي دخترچت مي کنند، و اي کساني که خودشان دخترند ولي با آيدي پسر چت مي کنند، بدانيد و آگاه باشيد که خداوند شماراعذاب خواهد داد

 

رشتيه ميره كلاس غيرت . شب زنش پاميشه بره دستشويي رشتيه ميگه كجا ميري زنه ميگه دارم ميرم دستشويي رشتيه ميگه بشين خودم ميرم

 

مژده به آقايان : پژو 405 بدون ايربگ - بدون کمربندايمني – آماده آتش سوزي بدون دليل – بهترين عيدي براي همسر دلبندتان

 

سرهنگه داشته امتحان رانندگي مي‌گرفته. از يارو مي‌پرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ طرف ميگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف مي‌كنه مي‌پرسه: يعني چي؟ يارو ميگه: يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف

 

خب دیگه تموم شد امیدوارم لذت برده باشیییید

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/10/27ساعت 12:16 توسط Helen |


خب امروزم برای این که همه چیز مساوی باشه و ناحقی نشه واسه جنس خشن یعنی آقایون دلایلی دارم که به مرد بودنشون افتخار کنن!!!

دليل محكم براي اينكه به مرد بودن خود افتخار كنيد:
1- هميشه از نام خانوادگي شما استفاده مي‌شود.
2- مدت زمان مكالمه‌ي تلفني شما حداكثر30 ثانيه است.
3- براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد.
4- در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز مي‌كنيد.
5- دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند.
6- جنسيت شما در موقع مصاحبه‌ي استخدام مطرح نيست.
7- لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد.
8- ظرف مدت 10دقيقه مي‌توانيد حمام كنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد.
9- همكارانتان نمي‌توانند اشك شما را در بياورند.
10- اگر در 34 سالگي هنوز مجرديد، احدي به شما ايراد نمي‌گيرد.
11- رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است.
12- با يك دسته گل مي‌توانيد بسياري از مشكلات احتمالي را حل كنيد.
13- وقتي مهمان به خانه‌ي شما مي‌آيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد.
14- بدون هديه مي‌توانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد.
15- مي‌توانيد آرزوي هر پست ومقامي را داشته باشيد.
16- حداقل بيست راه براي بازكردن در هر بطري نوشابه‌ي داخلي يا خارجي بلد هستيد.
17- ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد.
18- ... و بالاخره روزي يك پيرمرد موفق خواهيد بود!!!
 
 
این عکسا آخر و عاقبتتون و نشون!!!  میده خب دیگه میدونم کلی حال کردین حالا دیگه برین با مرد بودنتون حال کنید

+ نوشته شده در شنبه 1386/10/22ساعت 12:5 توسط Helen |


اینا دلایل محکمی هستن که خانوما به زن بودنشون افتخار کنن!!!
 
                               Entry for January 01, 2008
 
 
 
 حالا 28 دليل بسيار محكم براي اينكه به زن بودن خود افتخار كنيد:
 
1- نام هر گل و زيبايي در طبيعت است را روي شما مي‌گذارند.
2- هنگامي كه رنگ پريده يا بيمار هستيد با كمي وسايل آرايش مي‌توانيد خود را زيباتر كنيد و هيچ كس هم از شما ايرادنمي‌گيرد( كاري كه بسياري از آقايان مد روز يواشكي انجام مي‌دهند).
3- تمام شاعران ايران زمين در وصف گل روي شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروي شما را ستوده اند.
4- مجبور نيستيد سر كار برويد و پول يك ماه كار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبيا بخريد.
5- به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد.
6- عمرتان بسيار طولاني است.
7- آنقدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نمي‌آوريد.
8- هميشه يك عالمه دوست و رفيق ناب داريد و كمتر گرفتار رفيق ناباب مي شويد.
9- هرگز در حمام خود را گربه شور نمي كنيد.
10- بزرگ شده ايد و كمتر براي طرفداري از تيم قرمز و آبي يا اين حزب و آن حزب جلز و ولز كرده و كركري مي خوانيد.
11- ريش و سبيل نداريد كه موقع آب خوردن قبل از خودتان سبيلتان آب بنوشد.
12- عشق و هنر ابداع شماست.
13- هميشه جوان تر از سنتان هستيد و هيچ كس نمي داند شما چند ساله ايد.
14- از سن 9سالگي به بلوغ عقلي و جسمي مي‌رسيد و حالاحالاها بايدبدوند تا به پاي شما برسند!.
15- بهشت زير پاي شماست.
16- اگر موهايتان مرتب نبود يا وقت براي مرتب كردنشان نداشتيد، با سركردن يك روسري قضيه حل است.
17- هميشه در كيفتان آينه داريد و موقعي كه در سلف سرويس دانشگاه قورمه سبزي مي‌خوريد يك دانه لوبيا لابه لاي سبيلتان جا خوش نمي كند.
18- هميشه تميز ونظيف و خوشبو هستيد.
19- به وزنتان اهميت مي دهيد و شكمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نمي شود.
20- هميشه مقداري پول براي روز مبادا داريد كه جز خودتان هيچ كس از جاي آن خبر ندارد.
21- مجبور نيستيد از اين خانه به آن خانه برويد و خواستگاري كنيد، مثل خانمها در خانه مي‌نشينيد تا ديگران با كلي منت و خواهش و التماس و گل و هديه!!! از شما اجازه ي حضور بگيرند.
22- مي‌توانيد موهايتان را بلند يا كوتاه كنيد و هر نوع لباسي كه دوست داشتيد بپوشيد از شلوار تا دامن... و هرنوع كفشي را بپسنديد به پا كنيد از اسپرت تا پاشنه سه سانتي و بالاتر.
23- مجبورنيستيدبارهاي سنگين را جابه جا كنيد يا تن به مشاغل سخت و پايين بدهيد چراكه شما يك خانم هستيد!.
24- حق تقدم با شماست.
25- مرد از دامن شما به معراج مي رود.
26- هرگز از فرط خشم نعره نمي كشيد و از فرط حسادت كبود نشده و خون راه نمي اندازيد.
27- نيم بيشتر صندلي هاي دانشگاه ها را شما تصاحب كرده ايد.
28-ضعيف كش نيستيد و دق و دلي رئيس اداره تان را در خانه خالي نمي كنيد
 
ااااا .... هوی اقا چرا فحش میدی؟؟؟حقیقت تلخه دیگه 
حالا چون جنس خشن ناراحت نشه و فحش نده پست بعدی رو به اسم جنس خشن میذارم!!!
 
 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/19ساعت 12:24 توسط Helen |


 

خب دیگه کم کم باید شروع کنم به نوشتن .... امروز یه سری جک و آف و... دارم امیدوارم کلی حال کنید

به يک دختر خانم جـــــوان و تحصيلکرده مســـلط به زبان فرانسه، خوش برخورد و خوش بيان با ظاهري آراسته و آشنا با موسيقي کلاسيک و تبحر در نواختن پيانو، جهت نظافت منزل نيازمنديم

 

بسيجيان اردبيل در جواب سخنان پاپ پاي پياده به سمت واتيكان به راه افتادن

 

تهرانيه داشت واسه آبادانيه خالي مي بسته مي گه من يه سگ دارم وقتي مياد خونه در مي زنه. آبادانيه مي گه: ولك مگه سگت كليد نداره؟

 

جیگرم، نفسم، همسرم، همدستم، همپام، همدلم درد می کنه. دکتر خوب سراغ نداری؟

 

احوالپرس لرا : حالا ما تلفن نداریم شما نباید یه زنگ به ما بزنید؟

خبري تاسف بار به دستمون رسيد که : دو تا اصفهاني شيرجه ميزنن تو آب ميگن هر کس زودتر سرش از آب اومد بيرون بايد شام بده هنوز جسد هيچکدومشون رو پيدا نکردن

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/10/17ساعت 15:18 توسط Helen |


khaaaal KO0obiiiii!!!:XxXxX...

 

وای من دیوونه ی این جور خال کوبی هامخیلی خیلی توپههههههفعلا که کوشمولو ام اما یکم دیگه که بزرگ بشم حتما اقدام میکنمممممم شما چی از خال کوبی خوشتون میااااد؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در شنبه 1386/10/15ساعت 15:4 توسط Helen |


سلام ‌بچه ها من دوباره اومدم دلم براتون تنگیده بووود!دیگه نتونستم تحمل کنم... اومدم!

میدونم که الان میگی خوش اومدم!خب این دفعه موضوع رو یه جورایی عوض کردم و میخوام بیشتر مطالب روز مره و آف و اس ام اس و اگر هم شد برای عاشقانه ها یه جایی باز می کنم! خب شما هم باید حسابی کمکم کنین! فعلا بای

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/09/04ساعت 19:49 توسط Helen |



 



Design by : Night Skin